سهیل عربی در سوگ بهنام محجوبی؛ همه در خواب بودند…
سهیل عربی در سوگ بهنام محجوبی؛ همه در خواب بودند: زندانی سیاسی سهیل عربی در سوگ درویش زندانی بهنام محجوبی دردنامهیی نوشت. او درپیامی به مناسبت قتل بهنام محجوبی در زندان اوین نوشت: ای کاش جای تو بودم، ای زمین، تا هرگز نمیگذاشتم تا روی تنم زندانی بسازند.
زمین کاش جای تو بودم…
زندانی سیاسی سهیل عربی که خود در زندان گوهردشت کرج زندانی است.
با شنیدن خبر فوت بهنام محجوبی در اثر عدم رسیدگیهای پزشکی پیامی به این شرح فرستاد: «کاش جای تو بودم، ای زمین! تا هرگز نمیگذاشتم تا روی تنم زندانی بسازند.
ستار را کشتند. چند روز شیون و سوگواری و یک موج اعتراضی که فقط موج سواری را برای تعدادی سودجو فراهم کرد. و خیلی زود اعتراضها و حتی یادبودها هم تمام شد.
و ریحانه نیز به سرنوشت ستار دچار شد، دیگر یادی هم از او نمیشود.
و کشته شدن علیرضا با آن وضع فجیع هم نتوانست تلنگری برای ما باشد که چارهای برای پایان دادن به این فجایع بجوییم.
بهنام هم به قتل رسید. او پیش از جان سپردن انواع شکنجههای بدتر از کشته شدن و آزارها را تحمل کرد.
فردا نوبت بهنام و علیرضاهای بعدی است. هزاران انسان آزادیخواه که زندگی را مطالبه کردند و محکوم به مرگ تدریجی در این زندانها شدند.
حتی نخبگان جامعه هم پی نبردند در زندان چه می گذرد
دردا که نه تنها عوام که حتی الیت (نخبه) این جامعه هم هنوز به این حقیقت پی نبرده یا آنرا نپذیرفته که ذات زندان فاجعهآفرین است. زندان به خودی خود یک فاجعه است و با ورود هر انسان به آن تمام جامعه آسیبهای جبرانناپذیر میبیند .
آنچه که ندامتگاه نامیده شده و طبق ادعای حکومتها قرار بود مرکز بازپروری به مثابه محل اصلاح بزهکاران و افراد خطرناک برای جامعه باشد، در واقع شکنجهگاه و کشتارگاهی است. از آن همچون ابزاری برای سرکوب مخالفین و نواندیشان از آن سود بردند.
در واقع ندامتگاه روکشی است بر مشت آهنین دولتها تا بر دهان هر آنکس که از رهایی و برابری، داد سخن میگوید کوبیده شود.
آنها که در اعماق این محبسهها اسارت و شکنجهها را تاب آوردند. موظفند روشنگری کنند و مردم را از عمق فاجعه آگاه سازند.
دیوار زندان را با ۴ نخ سیگار ساختند!
دیوارهای این زندانها را با روزی ۴ نخ سیگار بهمن ساختند. برای ساخت تیپهای جدید به زندانیانی که از ممنوع شدن سیگار رنج میبردند گفتند که هر کس سیگار بخواهد میتواند در ساخت زندان به ما کمک کند. به او امتیازهایی از جمله هر روز ۴ نخ سیگار و ملاقات اضافه میدهند. آنها در اوج گرمای تابستان و در دل کویر در زمستان زیر برف و باران آجر روی آجر گذاشتند تا زندانهایی بسازند که امثال خودشان را محبوس کنند.
هنگامی که همه خواب بودند هیچیک از فرهیختگان و رزمندگان نپرسیدند، چگونه افرادی که در زندان کارهایی به این سختی را انجام میدهند، به اعمال خلاف مثل سرقت و فروش نوشیدنیهای الکلی رو آوردهاند آیا برای آنها کارهای بهتری فراهم شده بود؟ هیچکس نپرسید».
لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی سهیل عربی که محبوس در زندان تهران بزرگ بود. بعد از مدتی بازجویی و پروندهسازی جدید، به زندان گوهر دشت یا همان رجایی شهر منتقل شده است. وی به اتهام سبالنبی به ۹۰ماه زندان محکوم شده است.
